عاشقی
عاشق یک نفر شدم لیاقت عشق را نداشت
لیاقت اینکه بگم ارزش سیم و زر نداشت
خیلی دوستش داشتم ولی، میگفت که اون خبر نداشت
یه بار نگفت دوستم داره ،حس می کنم جیگر نداشت
روزی که اومد پیش درمونده بود و بی پناه
انگاری اون روزها دیگه تو چهره اش اثر نداشت
نمی ذاشتم آب تو دلش تکون خوره ،جون بگیره
اون دلمو شکست و رفت، ساده و دردسر نداشت
همیشه من باهاش بودم،غصه هاشو می ربودم
تنها گذاشت و رفت ولی، معرفت او مگر نداشت
..
..
..
..
اون منو می خواست چرا چون ،فقط یه دونه خر نداشت




