حس تنهایی
نمی آید مرا خنده ،به لب هایم نه اشکی عمق چشمانم نه بغضی که فشارد تا گلویم از نفس افتم نه دستی که نویسد حس دلتنگی به بی رنگی تبسم پر زده گویی، زلب هایم .. ... چه می خواهم به بیداری؟! وفاداری؟؟!!! پر از احساس تنهاییست ،ذهن من
نمی آید مرا خنده ،به لب هایم
نه اشکی عمق چشمانم
نه بغضی که فشارد تا گلویم
از نفس افتم
نه دستی که نویسد حس دلتنگی
به بی رنگی
تبسم پر زده گویی، زلب هایم
..
...
چه می خواهم به بیداری؟!
وفاداری؟؟!!!
پر از احساس تنهاییست ،ذهن من
+نوشته شده در دوشنبه 19 بهمن 1388ساعت08:34توسط م.ن آراز | نظرات (1) تنها تنهاتـرین عشق منم تنها رهــایم کــرد و رفت روزی به صد عشوه مرا آمد صدایم کرد و رفت +نوشته شده در شنبه 28 آذر 1388ساعت12:29توسط م.ن آراز | نظرات (1) امروز کاش دیشب زیر آن سرمای سخت زیر آن باران سرد هر دو پایم سست میشد هر دو چشمم خواب می رفت بر کف خیس خیابان روح می رفت از تن من مرگ می آمد سراغم تا که امروزی نبود +نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر 1388ساعت08:43توسط م.ن آراز | نظرات (4) نمی داند کنون حالم غمخــانه است یا رب دلم جانان نمی داند چرا می خواهم او جانم شود پیشم نمی ماند چرا +نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1388ساعت19:10توسط م.ن آراز | نظرات (0) فدای تو تمام عمر می کنم فدای لحظه ای که تو به من نگاه می کنی +نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر 1388ساعت22:21توسط م.ن آراز | نظرات (3) باران ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ... +نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
تنها
تنهاتـرین عشق منم تنها رهــایم کــرد و رفت روزی به صد عشوه مرا آمد صدایم کرد و رفت
تنهاتـرین عشق منم تنها رهــایم کــرد و رفت
روزی به صد عشوه مرا آمد صدایم کرد و رفت
+نوشته شده در شنبه 28 آذر 1388ساعت12:29توسط م.ن آراز | نظرات (1) امروز کاش دیشب زیر آن سرمای سخت زیر آن باران سرد هر دو پایم سست میشد هر دو چشمم خواب می رفت بر کف خیس خیابان روح می رفت از تن من مرگ می آمد سراغم تا که امروزی نبود +نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر 1388ساعت08:43توسط م.ن آراز | نظرات (4) نمی داند کنون حالم غمخــانه است یا رب دلم جانان نمی داند چرا می خواهم او جانم شود پیشم نمی ماند چرا +نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1388ساعت19:10توسط م.ن آراز | نظرات (0) فدای تو تمام عمر می کنم فدای لحظه ای که تو به من نگاه می کنی +نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر 1388ساعت22:21توسط م.ن آراز | نظرات (3) باران ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ... +نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
امروز
کاش دیشب زیر آن سرمای سخت زیر آن باران سرد هر دو پایم سست میشد هر دو چشمم خواب می رفت بر کف خیس خیابان روح می رفت از تن من مرگ می آمد سراغم تا که امروزی نبود
کاش دیشب
زیر آن سرمای سخت
زیر آن باران سرد
هر دو پایم
سست میشد
هر دو چشمم
خواب می رفت
بر کف خیس خیابان
روح می رفت از تن من
مرگ می آمد سراغم
تا که امروزی نبود
+نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر 1388ساعت08:43توسط م.ن آراز | نظرات (4) نمی داند کنون حالم غمخــانه است یا رب دلم جانان نمی داند چرا می خواهم او جانم شود پیشم نمی ماند چرا +نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1388ساعت19:10توسط م.ن آراز | نظرات (0) فدای تو تمام عمر می کنم فدای لحظه ای که تو به من نگاه می کنی +نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر 1388ساعت22:21توسط م.ن آراز | نظرات (3) باران ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ... +نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
نمی داند کنون حالم
غمخــانه است یا رب دلم جانان نمی داند چرا می خواهم او جانم شود پیشم نمی ماند چرا
غمخــانه است یا رب دلم جانان نمی داند چرا
می خواهم او جانم شود پیشم نمی ماند چرا
+نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1388ساعت19:10توسط م.ن آراز | نظرات (0) فدای تو تمام عمر می کنم فدای لحظه ای که تو به من نگاه می کنی +نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر 1388ساعت22:21توسط م.ن آراز | نظرات (3) باران ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ... +نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
فدای تو
تمام عمر می کنم فدای لحظه ای که تو به من نگاه می کنی
تمام عمر می کنم
فدای لحظه ای که تو
به من نگاه می کنی
+نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر 1388ساعت22:21توسط م.ن آراز | نظرات (3) باران ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ... +نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
باران
ببار بر من که بارانی نیازم هست بشوید خاطراتم را تمام غصه ها و رنج هایم را تمام آنچه در دل داشتم اکنون عذابم می دهند بسیار تمام خستگی هایم به او دلبستگی هایم .... .... ...
ببار بر من
که بارانی نیازم هست
بشوید خاطراتم را
تمام غصه ها و رنج هایم را
تمام آنچه در دل داشتم اکنون
عذابم می دهند بسیار
تمام خستگی هایم
به او دلبستگی هایم
....
+نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388ساعت15:05توسط م.ن آراز | نظرات (4) دلداده چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را +نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
دلداده
چه می خواهم از این دنیا نمی دانم پریشانم ترک خورده دلم انگار چه می دانم نمی دانم پشیمانم که دل دادم به آن کس که نبود عاشق شکستم من ندید اما چگونه این شکستن را
چه می خواهم از این دنیا
نمی دانم
پریشانم
ترک خورده دلم انگار
چه می دانم
پشیمانم
که دل دادم
به آن کس که نبود عاشق
شکستم من
ندید اما
چگونه این شکستن را
+نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1388ساعت16:19توسط م.ن آراز | نظرات (3)
Home E-mail Night Skin Archives
۩۞۩ بی پرده زنان و مردان را ببینید۩۞۩ دلتنگ ناصریا اولین دایرکتوری سایت های ایرونی گفتـه های مـن زیـر آسمـان خــدا دختــرانه نیلوفرانه من و دوستانم ..::سمت خیال دوست::.. دختری با دامن حریر .:: قشقایی تورک ::. ***شـیـــــــــــمـا*** شعر و دست نوشته ها لیلی کبوتر خسته */* هر چی عشقه */* شـــــــــــــــــــــــــراب تلخ یک فنجان قهوه با طعم تمشک *** yeni bakhish *** تمام آنچه هستی //دلشدگان// انجمن شاعران جوان دل و دلدار عاشق سرگشته تا شقایق هست زندگی باید کرد Specific بلاگ کد فتو نایت آپلود عکس گالری عکس انتخاب وبلاگ برتر کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump عشق بی پایانیک مهتابفقط به خاطر تو Categories سروده های من به زبان فارسی (27) دست نوشته ها (15) تصــاویـر متنـوع (6) سـروده های من به زبان ترکی (17) ســروده های من از جنس نو (18) سـروده های شاعران خارجی (23) کاربران آنلاین: بازدیدها : Design by : Night Skin تعداد بازدید ها: 18234
عشق بی پایانیک مهتابفقط به خاطر تو
سروده های من به زبان فارسی (27) دست نوشته ها (15) تصــاویـر متنـوع (6) سـروده های من به زبان ترکی (17) ســروده های من از جنس نو (18) سـروده های شاعران خارجی (23) کاربران آنلاین: بازدیدها : Design by : Night Skin تعداد بازدید ها: 18234