شعر های من

شراب تلخ می خواهم کشم بر سر روم تا اوج به دریا دل زنم شاید کشد ما را به خود این موج

هیچ کس یادم نکرد تـا مـن از او یادی کنم

هیچ کس شادم نکرد تا لحظه ای شادی کنم

سنگــدل کــرده مـــرا زندانی غم های خود

یکـــدم آزادم نکـــرد تــا حس آزادی کنم

نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1387ساعت 17:31 توسط م.ن آراز| 1 نظر|

Design By : Mihantheme