شعر های من

شراب تلخ می خواهم کشم بر سر روم تا اوج به دریا دل زنم شاید کشد ما را به خود این موج

تو را می خوانم و دانم تو هم خوانی مرا هر دم 

در آغوشم بگیر امشب بـه پهنای زمین سـردم 

چنان ســرما که لرزاند چو بیــدی استخـوانم را 

نمی دانم تو می دانی؟ چقـدر تنها و دلسردم 

نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن 1387ساعت 15:22 توسط م.ن آراز| 7 نظر|

Design By : Mihantheme