شعر های من

شراب تلخ می خواهم کشم بر سر روم تا اوج به دریا دل زنم شاید کشد ما را به خود این موج

کاش دیشب 

زیر آن سرمای سخت 

زیر آن باران سرد 

هر دو پایم 

سست میشد 

هر دو چشمم 

خواب می رفت 

بر کف خیس خیابان 

روح می رفت از تن من 

مرگ می آمد سراغم 

تا که امروزی نبود

نوشته شده در پنج‌شنبه 5 آذر 1388ساعت 08:43 توسط م.ن آراز| 4 نظر|

Design By : Mihantheme