X
تبلیغات
رایتل







شعر های من

شراب تلخ می خواهم کشم بر سر روم تا اوج به دریا دل زنم شاید کشد ما را به خود این موج

عاشق یک نفر شدم لیاقت عشق را نداشت 

لیاقت اینکه بگم ارزش سیم و زر نداشت  

خیلی دوستش داشتم ولی، میگفت که اون خبر نداشت 

یه بار نگفت دوستم داره ،حس می کنم جیگر نداشت 

روزی که اومد پیش درمونده بود و بی پناه 

انگاری اون روزها دیگه تو چهره اش اثر نداشت 

نمی ذاشتم آب تو دلش تکون خوره ،جون بگیره 

اون دلمو شکست و رفت، ساده و دردسر نداشت  

همیشه من باهاش بودم،غصه هاشو می ربودم 

تنهام گذاشت و رفت چرا، معرفت او مگر نداشت

.. 

.. 

.. 

.. 

اون منو می خواست چرا چون ،فقط یه دونه خر نداشت

نوشته شده در شنبه 18 اردیبهشت 1389ساعت 11:05 توسط م.ن آراز| 8 نظر|

Design By : Mihantheme