شعر های من

شراب تلخ می خواهم کشم بر سر روم تا اوج به دریا دل زنم شاید کشد ما را به خود این موج

باید از یاد برم

عشق پنهان تو را

روز ها سخت شده

بخت بدبخت شده

خنده روی لب من نیست دگر

عاشقی سخت شده

باید از یاد برم

آن دمی که من و تو

با یکی خنده

در آن لحظه

شدیم عاشق هم

باید از یاد برم

همه آنچه به من گفتی تو

همه آنچه به تو گفتم من

پاک باید کنم این ذهن

از هر آنچه که به یادم آرد

عشق پنهان تو را

باید از یاد برم

می دانم

باید از خاطر خود دور کنم

می دانم

ولی از دل نتوان برد

همین می دانم

نوشته شده در جمعه 18 مرداد 1387ساعت 20:51 توسط م.ن آراز| 5 نظر|

Design By : Mihantheme